بيوريتم يکي از جديدترين موضوعها در حيطه شناسايي ارگونومي ذهن افراد است که با بررسي و شناخت از جنبه هاي فکري – جسمي – روحي مديران مي توانند در تقليل حوادث طبيعي ناشي از کار روزمره و کاهش اشتباهات ظاهراً بدون دليل بسيار مؤثر واقع شود.

با توجه به اينکه تا به حال تحقيقي جامع وکاربردي در رابطه با بيوريتم ما و ساعتهاي دروني بدن به منظور افزايش ضريب اطمينان کار در مراکز توليدي و خدماتي و همچنين افزايش بهره وري با تکيه بر اصول مهندسي فاکتورهاي انساني انجام نشده اين مقاله به طور بسيار فشرده به شناساندن بيوريتم و تاريخچه و اهميت آن و همچنين سابقه کارهاي انجام شده در کشورهاي صاحب علم و صنعت مي پردازد و به اين ترتيب قابليت و کارکرد بيوريتم در زمينه موضوع مقاله را گوشزد مي کند.

آرزوي هميشگي انسان اين بوده که بتواند آينده خود را روشن تر ديده و پيش بيني کند از آغاز بشر، متوجه شده بود که بين زندگي وي و ستارگان ارتباطي وجود دارد و شغل پيش گويي نيز در نتيجه همين ارتباط بوجود آمد. انسان از معدود موجوداتي است که از ابتدا همواره سعي نموده که با شناخت موارد جبري طبيعت به آزادي بيشتري دست يابد کشف قوانين علمي ، وي را قادر به کنترل و استفاده از آنها و آزادي روز افزون نموده است. يکي از شاخه هاي علوم نيز شناختي است که انسان بعنوان يک مدير از خود در زمينه هاي مختلف رواني، جسمي ، اجتماعي بدست آورده و به مدد آن خود را از بسياري از بحرانها نجات مي دهد.

نظريه بيوريتم روشي است که به شناخت تغييراتي منظم و متناوب در رفتار و توانايي هاي آدمي منجر مي شود.

يکي از مهمترين ويژگيهاي عصر ما ورود علم و روشهاي علمي به حوزه فعاليت هاي روزمره است از يخچال و اجاق گاز گرفته تا پيچيده ترين دستگاهها و ابزار آلات صنعتي و پزشکي همگي به نوعي و به شکلي برگرفته شده و دقيق ترين و ظريف ترين راهبردهاي فکري عالمان و دانشمندان هستند که تمدن امروزين ما وامدار آنان است.

دانشمندان علوم رفتاري و کسانيکه با مديريت رفتارهاي فيزيولوژيک انسان آشنايي دارند اينک مي توانند دليل منطقي بسياري از رفتارهايي که تا پيش از اين پيچيده به نظر مي آمد را همراه با مستندات علمي و تجربي به خوبي بيان کنند . که در همين مقاله به اينگونه مسائل اشاره خواهيم داشت.

بيوريتم چيست

مدتي است که در کشور ما به صورت انگشت شماري مباحثي در رابطه با بيوريتم ارائه شده که چند نمونه آن به منظور آشنايي خوانندگان محترم در قسمت منابع آورده شده است . اين حادثه نيکي براي دانشمندان و استادان و دانشجويان علاقمند است . در اين مقاله نيز سعي شده با توجه به اصول و پايه هاي نظريه بيوريتم آن را به نوعي به يکي از موضوعات مهندسي صنايع و مديران صنعتي ارتباط داده شود و با بيان آن و با استفاده و گردآوري نوشته ها مقالاتي که اسامي نويسندگان محترم آن نيز آورده شده خوانندگان عزيز را با اين مهم بيشتر آگاه کنم و يکي از کاربردهاي آن را در زمينه مهندسي فاکتورهاي انساني و ارگونومي بيان شود.

معني مرگ مرتباً در سه سيکل خاص که مانندمنحني هاي سينوسي داراي فازهاي مثبت و منفي هستند در حال گذر است . دوره جسمي ۲۳ روزه و بر فعاليت هاي فيزيولوژيکي بدن اثر مي گذارد مواردي از قبيل مقاومت بدن در برابر بيماريها ، نيروي جسمي –هماهنگي بدن و سرعت انجام فعاليت فيزيکي دوره روحي يک دوره ۲۸ روزه بوده و بيشتر شامل مواردي از قبيل خلاقيت –حساسيت –سلامت روحي و ادراک مي شود .

دوره فکري شامل ۳۳ روز بوده و شامل کارکرد حافظه – سرعت انتقال و قدرت يادگيري و تجزيه و تحليل مسائل مي شود .نصف دوره زماني هر کدام از اين سيکلها مثبت و نيم ديگر منفي است به عبارت ديگر در هر ۵/۱۱ روز اول فعاليت جسمي همراه با تحريک انرژي –قدرت جسماني بالا و کار مفيد عاري از اشتباه و توأم با تحمل است و در ۵/۱۱ روز – بعد ضعف – خستگي – انرژي ذخيره اي کمتر و کاهش توانايي مشاهده مي شود در ۱۴ روز اول دوره احساسي خوش رويي ، خوشبيني و علاقمندي بکار و زندگي و علاقمندي به مشارکت فعال در امور تشريک مساعي دوره مثبت سيکل است و ۱۴ روز بعد که همراه با بد اخلاقي –زود رنجي و تند مزاجي است به همين ترتيب از لحاظ فکري بعد از ۵/۱۶روز نخست قدرت هوش ودرک و فهم مطالب و روحيه تحليلي بالا و خلاقيت و در ۵/۱۶ روز دوم فراموشکاري –تنبلي فکري و مشکل بودن تمرکز و ذهن و تصميم گيري است.

واقعيتهاي جالبي که در رابطه با بيوريتم کشف شده اند ازجمله اينکه در هنگام تولد هر سه دوره از صفر شروع شده و بالا مي روند تا به اوج برسد. اين سيکلها حول محور زمان يا سطح بحراني در نوسان هستند و فازهاي مثبت و منفي را بوجود مي آورند.

در سيکل منفي آسيب وجود ندارد ولي در گذر از مثبت به منفي وجود دارد اين روزها را روزهاي بحراني مي نامند براي مثال در هر سه مورد احتمال وقوع اين موارد بيشتر است .

۱) در روزهاي بحراني جسمي: تصادف ، سرماخوردگي يا ناراحتي هاي بدن

۲) روزهاي بحراني روحي: ستيزه جويي ، سردرگمي و ضعف روشن

۳) روزهاي بحراني فکري : اشتباهات قضاوتي ، مشکلات يادگيري و حافظه امکان پيش بيني و کاستن از خطاها وجود دارد مديران مي توانند با محاسبه تعداد روزهاي بحراني و زمان وقوع احتمالي آنها بسياري از مشاجرات را با هم کم کرده و همچنين نيروي انساني زير نظر خود را بهتر حفظ کنند.

تئوري بيوريتم در اواخر قرن نوزدهم توسط فيلپس و سوبودا بوجود آمد که اولي ريتم جسمي و ديگري ريتم روحي را کشف کرد وي نقش مهمي در اين تئوري داشت و در واقع تئوري به شکل امروز مديون وي است . امکاني که بيوريتم در پيش بيني رفتارهاي آينده به ما مي دهد را مي توان به عنوان اولين نقطه براي توجيه مدلل بودن آن تئوري دانست البته مشکلاتي در تعبير و تفسير آن نيز وجود دارد. اينکه هر سه هم زمان به هم و مستقل از يکديگر عمل کرده در روزهاي بحراني هر سه سيستم تحت نفوذ هم قرار گرفته و مثلا يک روز بحراني در دوره هاي روحي توسط منحني هاي فيزيکي و فکري که به اندازه کافي قوي باشند خنثي مي شود.

حال اگر تئوري فوق الذکر بر اساس محاسبات رياضي قابل اندازه گيري نبوده و اجازه نمي دهد که با اطمينان رفتار مورد انتظار فردي را شناسايي کنيم چگونه مي توانيم به آن اطمينان کنيم اگر ما بتوانيم مقدار قابل توجهي آمار تجربي به دست آوريم که نشان دهد پيش بيني هاي تئوري بيوريتم منطبق با رفتار عمومي شخص در روزهاي مشخص است به طور حتم تئوري اعتبار بيشتري به خود مي گيرد. ديگر اينکه مشاهدات اگر روي افرادي که داراي مشاغل حساس تر و خطرناک تر هستند انجام شود قطعي تر خواهد بود. منحني هاي بيوريتم يک نظريه تجربي است و بيشتر به شواهد مي کند و براي اعتبار آن نمي توان از قوانين شناخته شده فيزيولوژيکي استفاده کرد.

همانطور که در بالا آورده شده منحني هاي بيوريتم همه با هم از صفر شروع و هر يک با تناوبي مشخص ادامه يافته و پس از آن ۲۱۲۵۲ = ۳۳×۲۸× ۲۳ روز يعني در ۵۹ سالگي مجدداً هر سه منحني به نقطه صفر مي رسند. البته چون يکي از عددهاي زوج است سه منحني يک بار در اوايل ۳۰ سالگي با يکديگر در نقطه صفر برخورد مي کنند که در اين حالت منحني در روز چهاردهم خود محور را قطع مي کند ولي منحني هاي جسمي و فکري در ابتداي دوره هستند يعني تقريباً هر ۳۰ سال ۱۰۶۲۶ = ۳۳×۲۳× ۱۴ روز يک بحران سه گانه وجود دارد. هنگامي که فاز هر سيکل عوض شود يعني دوره مذکور مخط زمان را قطع مي کند آن روز، روز بحراني مربوطه آن دوره است. روز بحراني به خصوص در مورد سيکل جسمي اهميت خاصي دارد اما هنگامي که دو سيکل در يک روز خط زمان را قطع کنندآن روز بحراني تر است به خصوص که يکي از اين دو سيکل جسمي باشند و اگر هرسه سيکل در يک روز همديگر را قطع کنند آن روز بيشتر با اهميت است و بر مديران واجب است تا با طراحي جدول بيوريتم براي کارگران زير دست خود تمام اين بحرانهاي دو گانه و سه گانه را شناخته و با استناد به آنها از حوادث ناگواري جلوگيري مي کنند.

?براحتي مي توان نتيجه گرفت که هر ۵ روز، يک روز بحراني است زيرا ميانگين براي هر سه دوره محسوب مي شود چون ۲۸=۳/(۳۳+۲۸+۲۳) روز و از آنجا که هر دوره دو روز بحراني وجود دارد نسبت روزهاي بحراني به کل روزها عبارت است يعني به طور متوسط از هر ۵ روز يک روز بحراني است نقاط بحراني مضارب صحيحي از اعداد ۱۱٫۵ و ۱۴ و ۱۶٫۵ هستند بنابراين نقاط بحراني است نقاط بحراني دوگانه بنا به مورد عبارتند از بحراني هاي دوگانه روحي – جسمي ۳۲۲ = ۲×۱۱٫۵× ۱۴ روز بحرانهاي دو گانه فکري-جسمي ۲۶۲ = ۲×۱۶٫۵× ۱۴ روز يعني به طور متوسط در طي يکسال ۳ بحران دوگانه وجود دارد که در سال سي ام يک بحران سه گانه به جاي سه بحران دوگانه خواهيم داشت.

 چگونه از بيوريتم در محيط هاي کار استفاده کنيم

 > ارگونومی

يکي از کاربردهاي بيوريتم که مورد نظر اين مقاله است جلوگيري از سوانح کاري است بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد ۷۰ درصد سوانح کارخانه هاي شيميايي و پاک کننده در آمريکا در دهه ۸۰ زماني رخ داده است که ريتم هاي عوامل انساني در نقطه بحراني قرار داشته است اين بررسي ها نشان مي دهد که چگونه نقطه اي بحراني فيزيکي مي تواند به وجود آورنده يک عدم تعادل باشدو مثلاًيک کارگر ماشين پرس که ۲۰ سال با يک نوع ماشين کار کرده و حتي يک حادثه کوچک نيز نداشته در يک روز بحراني دوگانه در ريتم احساسي و فکري بي هيچ علتي سرعت ماشين را بالا برده و در نتيجه سه انگشتش قطع مي شود اگر او بيوريتم خود را مي شناخت و يا حدس مي زد شايد احتمال کمتري براي اين کار وجود داشت. بيشتر حوادث براي کارگران و افراد زماني رخ مي دهد که يک بحران دوگانه وجود دارد. شخص در موقعيت بدي قرار گرفته و عدم تعادل حاصل از ريتم او را به خطر مواجه مي کند.

راسل ک . اندرسون از دانشمندان آمريکايي است که در زمينه بيوريتم کارکرده وي دنبال بررسي هاي بالاي ۱۲۰ مورد خطاي انساني را مجدداً بررسي نموده و نتايج و يافته هاي فعلي را تاييد نموده و عدد ۷۰ درصد بدون تغيير باقي مي ماند به طور کلي اندرسون به نتايج زير دست يافت:

۱) يک شخص در نقطه بحراني رفتار متفاوتي دارد.

۲) کسي که بيوريتم خود را نشناسد از بيان علت حوادث عاجز است .

اکثر کسانيکه به سبب کار و زندگي مجبور به تحمل پروازهاي طولاني شده اند خستگي ، بيخوابي و منگي دو سه روز اول ورود خود را از ياد نبرده اند اين نوع خستگي به اصطلاح jet lag است و بر اين واقعيت استوار است که وقتي انسان از شرق به غرب مي رود کمتر دچار ناراحتي مي شود تا غرب به شرق .

 نتيجه گيري

افراد انساني و به خصوص مسئوليتي که افراد زيادي را در محيط هاي فني و خدماتي زير دست دارند بايد با اين نظريه آگاه باشند و بدانند آنچه تاکنون گفته شد نبايد نتيجه گرفت که در روزهاي بحراني ناکامي و بدبختي انسان جتناب ناپذير است زيرا با اطلاع از قواعد بيولوژي و بيوريتم و کشف روزهاي بحراني با کنترل رفتار خود و انتخاب يک راه حل منطقي از ناکامي خود جلوگيري کرده . در واقع مکانيزم بروز در روزهاي حساس به اين ترتيب است که به علت تغييرات که در بدن انسان صوت مي گيرد فرد ذاتاً تمايل به بي دقتي و بي توجهي پيدا کرده و در صورتي که در همان ايام در حال انجام کارهاي مخاطره آميز باشد ممکن است اين بي دقتي براي او ايجاد مشکل نمايد و منجر به حادثه شود لذا با داشتن نظريه بيوريتم به فرد توصيه مي شود در اين روزها بيشتر مراقب باشد. وقتي به غرب مي رويم و خورشيد را دنبال مي کنيم روز موقتاً طولاني تر مي شود و از آنجائيکه چرخه طبيعي اغلب اوقات طولاني تر شدن روز را راحتر تحمل مي کند تا کوتاه شدن آن را به اين ترتيب ايده آل اين است که در سفر هاي طولاني انسان همواره از شرق به غرب مسافرت کند منتها به طريقي که در هر روز يک نصف النهار را مي پيمايد.

ـ مثال بعدي : از طرف کارخانه اي که ۱۳۰ کارگر شيفتي داشت تحقيقي براي بررسي مسائل اين کارگران که اغلب از بي خوابي و ناراحتي هاي جسمي شکايت داشتند مورد لزوم واقع شد. کارگران بر پايه برنامه هفتگي کار مي کردند يک هفته صبح – يک هفته عصر . طبق نظر اين محقق و با توجه به علائم ريتم حيات گويي اين کارگران يک هفته در نيويورک – هفته بعد در پاريس و بعد در توکيو هستند به عبارت ديگر مثل اينکه آنها مرتباً در حال پرواز از غرب به شرق هستند که اين منزله بدترين حالت براي آهنگ بيولوژيک بدن است.